فشارهای اقتصادی عامل از هم گسیختگی روانی

این روزها با گرانی‌های سرسام و بی‌سابقه در کشور شاهد کوچک شدن سفره‌های مردم و در تنگنای معیشت زیستن آنها هستیم.
Unnamed


یادداشت مدیر مسئول -خاتون رییسی مینابی

بی‌تردید این امر تسری یابنده به بخش عظیمی از شیوه‌ها‌ی زیست طبقات مردم است و مستقیم بر روی نوع زیست آنها تاثیر می‌گذارد.
این تاثیر امروزه به مرز مخربی رسیده است و می‌تواند به نحوه‌ی زیست مردم ضربات جبران ناپذیر روانی و جسمانی وارد کند.
بسیاری از مردم ابتدا با حذف مایحتاج‌های ثانویه مانند گردش و تفریح، مسافرت و … به تقلیل این حوائج پرداخته و به توازن اقتصادی و درآمدی خود فکر کردند و با کاستن از تعدد مسافرت‌های‌شان به اقتصاد خانواده‌شان کمک کردند.
علاوه بر اینکه از سطح تفریحات خود کاسته،
در وهله‌ی بعدی، شاهد کاهش خرید لباس، کفش و انواع پوشاک‌های بهاره، تابستانه، پاییزه و زمستانه در بازار نیز هستیم و بسیاری با دیدن قیمت اجناس ترجیح می‌دهند، پوشاک سال‌های پیش خود را بپوشند و با آنها بسازند.
خرید امکانات رفاهی منزل تا جایی که یک وسیله مستهلک واقعی نشده است، از آن کار کشیده می‌شود و خرید اجناس نو و دست اول آرزویی است که از عهده‌ی کمتر خانوار ایرانی بر می‌آید.
بازار اجناس سمپل، استوک و دست دوم نیز علیرغم احتیاج مردم به دلیل عدم تمکن مالی بسیاری از آنها رونق چندانی ندارد.
اما بخش دردآور قضیه گرانی‌ها، به افزایش کرایه‌ی بخش مسکن و خرید خورد و خوراک بر می‌گردد.
در حال حاضر با میزان دستمزد ماهانه‌ای که یک فرد در ایران بدست می‌آورد، امکان خانه‌دار شدن او عملاً در حد آرزو باقی
می ماند و کرایه‌نشینی و داشتن مسکنی مناسب نیز آنچنان صاحب‌خانه‌ها به افزایش پول پیش و کرایه‌ی خانه‌ها افزوده‌اند که بانک‌ها با وام پول پیش منزل پرداخت می‌کنند و آن نیز معضلی دیگر و در چنبره‌ی افعی قرض از بانک‌ها افتادن است.
ایاب و ذهاب و جابجایی شهری نیز گران است. در شهرهایی که تنوع مدل حمل و نقلی نیست، هزینه ای گزاف بر روی دست شهروندان می‌گذارد. کرایه تاکسی در شهری مثل بندرعباس که نه بی‌آر‌تی دارد و نه مترو به‌شدت گران است، و اگر کسی بخواهد حتی کورسی جابجا شود، از عهده‌ی پرداخت هزینه‌های آن بر نمی‌‌آید!
سلامت و درمان بخش دیگری از موضوع درآمد و مخارج مردم‌ است. دولت و بیمه‌ها با بر‌داشتن بسیاری از کمک‌ها و تعهداتش در این بخش عملاً از تکالیف قانونی خود در پرداخت کمک‌‌هزینه‌های درمانی سر باز می‌زنند و این بی‌خیالی طی کردن در ارائه‌ی خدمات بهداشتی، سلامت و درمان به نسل‌کشی شبیه است.

امکانات دولت در درمان محدود، بیمارستان بیش از گنجایش پذیرش دارند و این موضوع در کیفیت ارائه خدمات تاثیر سو دارد. از طرفی بسیار از کادر درمان از پزشک و پرستار چون حقوق و مزایای‌شان تکافوی زندگی‌شان را نمی‌دهد، یا مهاجرت به خارج از کشور را برگزیده‌اند و یا به کار سودآورتری می‌پردازند!
بهداشت و درمان، خورد و خوراک و مسکن جزو حوائج اولیه هر انسانی است.
انسانی که نتواند از پس مخارج زندگی خود بر آید روان و روحش دچار آسیب می‌شود و این گزند می‌تواند بر سلامت عقل و روانش تاثیری سو بگذارد.
این تاثیرات سو، علاوه بر پریشانی فکری و از هم گسیختگی روانی و کمپلکس‌های روحی، سومصرف الکل، مواد افیونی و دراگ را نیز در پی دارد.
در شکل حادتر آن انتحار و خاتمه دادن به حیات و به‌صورت خودخواسته شکل دردآوری رهایی از نکبت زیستن است!
سال‌‌ها است که دولت‌هایی که آمده‌اند و رفته‌اند، نتوانسته‌اند به برآیندی در سر و سامان دادن به اوضاع اقتصادی مملکت بپردازند و این داغ ننگی است بر پیشانی دولت‌ها که تاکنون نیز ادامه دارد و سلامت جامعه‌ی ایرانی را نشانه گرفته است.
دخل و خرج نامتوازن آدم‌ها را از مدار انسانیت خارج می‌کند و بسوی رذائل سوق می‌دهد.
دزدی، فحشا، قاچاق، اختلاس، رشوه و زیر میزی گرفتن، کار چاق‌کنی از دیگر پیامد‌های یک اقتصاد بیمار است.
اقتصادی که اگر همین‌گونه به حیات بیمارگونه‌ و احتضار‌آمیزش ادامه دهد بی‌تردید، جامعه روی آرامش به خود نخواهد دید و چه‌بسا شاهد شورش و از هم پاشیدگی اجتماعی گستره‌ای در سطح کشور باشیم.
اندیشیدن به این موضوع که نان مردمان و معیشت آنها به مصداق آن جمله که؛ “نام اعظم خداوند نان است” می‌تواند سردمداران امور مملکت را به چاره ‌اندیشی وا دارد که برای جلوگیری از آسیب‌ها و صدمات محتمله، وارد فاز چاره اندیشی و پیدا کردن راه حلی مناسب برای خروج از این بن‌بست اقتصادی بر آیند.

https://marakonlain.ir/?p=668

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین خبر

یادداشت ها